نوشته‌ها

دغدغه؛ پادکستی که درباره همه چیز صحبت می‌کند

ABOUT

شش سطح تفکر تکنیک همه چیز نیست-تصویر شاخص

شش سطح تفکر: همه‌چیز تکنیک نیست

در این نوشته قصد دارم ۲ روش برای رسیدن به سطوح ۴، ۵ و ۶ را با شما به اشتراک بگذارم.

اگر نمی‌دانید منظور از این سطوح چیست، دو بلاگ زیر را بخوانید:

 (این‌ها از اساسی‌ترین مفاهیم حوزه یادگیری هستند که اگر به دنبال افزایش چشمگیر بازدهی‌تان هستید، بهتر است بدانید).

همه‌چیز تکنیک نیست

همان‌طور که قبلاً هم اشاره کردم، تکنیک اهمیت بسیار کمتری نسبت به «رویکرد و نیت ذهنی» شما دارد. برای مثال، تکنیک‌هایی مثل نقشه‌های ذهنی (Mind maps)، آموزش دادن به دیگران، پاسخ به سؤالات، خلاصه‌نویسی یا (در زمینه برنامه‌نویسی) ساخت اپلیکیشن، همگی برای رسیدن به سطح ۵ فوق‌العاده‌اند. با این حال، ممکن است همه این تکنیک‌ها را پیاده کنید، بدون اینکه مغزتان را در سطح شناختی درستی درگیر کرده باشید. به عنوان مثال، کشیدن یک نقشه ذهنی که در آن صرفاً کلمات را با چند خط و پیکان به هم وصل کنید و کار را تمام‌شده بدانید، بسیار ساده است. اما از نظر شناختی، این کار فرسنگ‌ها فاصله دارد با ترسیم نقشه ذهنی‌ای که بر پایه قضاوت‌های نقادانه ساخته شده باشد؛ نقشه‌ای که مشخص کند دقیقاً کدام روابط بیشترین اهمیت را دارند و بهترین شیوه برای دسته‌بندی و سامان‌دهی مفاهیم چیست.

۲ راه برای رسیدن به سطوح بالاتر

اگر به دنبال دستیابی به خروجی در سطوح ۵ یا ۶ هستید، دو مسیر پیش رو دارید:

روش اول: شروع از پایین به بالا (حرکت پله‌به‌پله)

این روش یعنی ابتدا از سطح ۱ شروع کنید، سپس به سطح ۲ بروید، بعد سطح ۳ و به همین ترتیب تا آخر. قاعده این است که بعد از مسلط شدن به هر سطح، به سطح بعدی بروید. شاید این روش منطقی‌ترین مسیر به نظر برسد… اما برای اغلب افراد جواب نمی‌دهد.

مشکل کجاست؟

۱. بسیار زمان‌بر است: اکثر افراد حتی وقت کافی برای رسیدن به سطح ۵ را ندارند، چه برسد به اینکه روی آن تسلط پیدا کنند.

۲. فرسایش حافظه در گذر زمان: در مدتی که مشغول کلنجار رفتن با سطح ۲ یا ۳ هستید، آموخته‌های سطح ۱ کمرنگ و فراموش می‌شوند. نتیجه این می‌شود که مدام درگیر دوباره‌خوانی مباحث قبلی می‌شوید؛ مسائلی را مرور می‌کنید که قبلاً خوانده بودید اما یک یا دو هفته بعد فراموش شده‌اند.

ما برای رسیدن به سطوح عالی یادگیری وقت کم می‌آوریم، چون تمام زمان و انرژی‌مان در تله این چرخه بی‌پایان فراموشی به هدر می‌رود.

روش دوم (رویکرد کارآمدتر): شروع از بالا به پایین

تمام تمرکزتان را مستقیماً روی سطح ۵ بگذارید و تنها زمانی که واقعاً نیاز شد، به سطوح پایین‌تر برگردید. معنای این رویکرد آن است که از همان آغاز یادگیری، تمرکزتان را روی «صرفاً به خاطر سپردن» یا «فهم سطحی» نگذارید. عمده توجه و توان ذهنی‌تان را روی ارزیابی، تحلیل نقادانه و سنجش داده‌ها متمرکز کنید. این کار به طور طبیعی مغز شما را مجبور می‌کند که در قدم اول، موضوع را به درستی بفهمد و عمیقاً تحلیل کند. علت اثربخشی این روش روشن است: مغز در پردازش اطلاعات در سطح ۵، کارکرد بسیار قدرتمندتری دارد و ردپای حافظه‌ای بسیار عمیق‌تری نسبت به سطح ۱ به جا می‌گذارد. وقتی هدفتان را از ابتدا روی قله بگذارید، ذهنتان در طول مسیر تمام نتایج سطوح پایین‌تر را خودبه‌خود محقق خواهد کرد. درست است که سطح ۵ نیازمند تلاش و تمرکز ذهنی بیشتری است، اما در بلندمدت این بازدهی فوق‌العاده را دارد که نرخ فراموشی را به شدت کاهش می‌دهد.

اقدام این هفته

وظیفه عملیاتی این هفته ساده است: با پیاده‌سازی روش دوم، ذهن خود را به چالش بکشید.

پی‌نوشت: اگر تصور می‌کنید هنوز آماده ورود به سطوح عالی تفکر نیستید چرا که «هنوز به اندازه کافی مطلب را نفهمیده‌اید»، بدانید که این یک باور نادرست است؛ باوری که دقیقاً شما را در چرخه معیوب مشکلات روش اول گیر می‌اندازد.

بیشتر بخوانید

برای مطالعه مقالات بیشتر از صفحه بلاگ‌ها دیدن کنید!